احمد شرفی

احمد شرفی

هوش تجاری چیست؟ چه مزایا و چه معایبی دارد؟

What is business intelligence? What are the advantages and disadvantages?

هوش تجاری، مجموعه‌ای از فرایندها، معماری‌ها و فناوری‌هایی است که داده‌ی خام را به اطلاعات معنی‌دار تبدیل می‌کند. این اطلاعات نکات سودمندی برای موفقیت کسب‌وکارها در اختیار مدیران مالی قرار می‌دهد.
هوش تجاری تاثیر مستقمی بر تصمیمات مالی، تاکتیکی و استراتژی شرکت‌ها دارد. بدین ترتیب فرایند تصمیم‌گیری با تکیه بر حقایق و داده‌های تاریخی صورت می‌گیرد نه بر اساس حدس و گمان.
ابزارهای هوش تجاری داده‌ها را تحلیل می‌کنند. سپس با تحلیل این داده‌ها اطلاعاتی مانند:
• گزارش
• خلاصه کار
• نقشه
• نمودار و جدول، تهیه می‌شود.
این اطلاعات به دست آمده به کاربران بینش عمیقی از روند کسب‌و‌کار آن‌ها ارائه می‌دهد.

در این مقاله به پرسش‌های زیر پاسخ می‌دهیم:

  1. هوش تجاری چیست؟
  2. اهمیت هوش تجاری چیست؟
  3. نحوه پیاده سازی سیستم هوش تجاری چیست؟
  4. مزایای هوش تجاری چیست؟
  5. معایب سیستم هوش تجاری چیست؟

1. هوش تجاری چیست؟

هوش تجاری، Business Intelligence یا به اختصار BI یک فرآیند تکنولوژی محور برای تحلیل داده هاست. این فرآیند در نهایت به مدیران، صاحبان کسب و کار و تمام تصمیم گیرنده‌های اساسی یک کسب و کار، اطلاعاتی عملی می‌دهد. ابزارهای BI برای آنالیز و تحلیل داده‌ها به صورت‌های مختلفی ارائه می‌شود؛ مثلا گزارش، داشبورد، چارت، نقشه، گراف و تمام ابزارهایی که بتوانند اطلاعات و داده‌های خام را در قالب‌های بصری و قابل استفاده به نمایش درآورند.

شرکت‌ها از BI برای بهبود تصمیم‌گیری‌ها، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و کشف فرصت‌های تجاری جدید استفاده می‌کنند. BI چیزی فراتر از جمع‌آوری گزارشات و چیزی بیشتر از مجموعه‌ای از ابزارها برای به‌کارگیری هوشمندانه‌ی سیستم‌های تجاری است.

برخی از مزایای این سیستم برای سازمان‌ها

به راحتی می‌توانید گزارشات سریع تهیه کنید
با استفاده از ابزارهای پیشرفتۀ این سیستم در کمترین زمان ممکن می‌تواند یک گزارش کامل و خوانا از هرکدام از بخش‌های شرکت داشته باشید.
به تصمیمات سریع و هوشمندانه شما کمک می‌کند
در جهان پر سرعت معاصر، داده‌ها مدام در حال تغییر هستند. در طول دو روز داده‌ها تغییرات زیادی می‌کنند. در حقیقت مدیران و استراتژیست‌های شرکت نیاز دارند که به اطلاعات به روز (آپدیت) دسترسی داشته باشند تا بتوانند به سرعت تصمیم بگیرند و جایگاه خود را در بازار از دست ندهند
هدف نهایی BI این است که، اطلاعات شرکت شما را به یک تجزیه تحلیل ساختارمند تبدیل کند. به بیانی دیگر می‌تواند به تصمیمات استراتژیک و سریع شرکت کمک کند. این سیستم، با اطلاعات به روزی که در اختیار مدیران قرار می‌دهد کمک می‌کند که وضعیت مالی شرکت به سمت مثبت حرکت کنید و تصمیمات درست گرفته شود.
کاهش هزینه‌های نیروی انسانی
مهم‌ترین نیازی که جهان کسب و کار از هر زمان دیگری بیشتر به آن نیاز دارد، نیاز به تجزیه تحلیل داده‌ها و اطلاعات است. از طرف دیگر خود این داده‌ها روز به روز پیچیده‌تر و چند بعدی‌تر می‌شوند، چراکه شرکت‌ها و کسب و کارها مدام در حرکت به سوی گسترده‌شدن و توسغه حرکت می‌کنند
افزایش بهره‌وری
این سیستم این قابلیت را دارد که راهکارهای نادرست را مشخص کند، وضع کنونی شرکت را به دقت مشخص کند و در ادامه مشخص کند که روزانه چه کارهایی باید انجام شود، اولویت‌های شرکت چیست و هرکس چه کاری باید انجام دهد. در حقیقت قرار است ببیند که در کدام بخش‌ها ضعف وجود دارد،کدام بخش‌ها باید پیشرفت کنند و به امکانات جدیدتری مجهز شوند.

3. نحوه پیاده سازی سیستم هوش تجاری چیست؟

داده‌ها در پایگاه داده طبقه‌بندی می‌شوند. پس از طبقه‌بندی داده‌های جمع‌آوی شده، هوشمندی تجاری وارد کار شده و فرآیند تحلیل و پردازش داده‌های طبقه‌بندی شده را آغاز می‌کند. ابزارهای به کار گرفته شده توسط این سیستم برای تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده عبارتند از: گزارش، داشبورد، چارت، نقشه، گراف و ابزارهای دیگری که اطلاعات و داده خام را به نمایش در می‌آورند.

در پایان، نتایج به دست آمده از تحلیل داده به سطوح بالاتر تحویل داده می‌شود. در صورت عدم استفاده از هوش تجاری در کسب و کارها، حجم داده‌های مورد نیاز برای تصمیم‌گیری بسیار زیاد است و به همین ترتیب، تجزیه و تحلیل این داده‌ها و پردازش آن‌ها نیز بسیار پیچیده و دشوار خواهد بود. هوشمندی تجاری با صرفه‌جویی در زمان و هزینه، فرصت‌های جدیدی را برای رشد و پیشرفت در اختیار سازمان قرار می‌دهد و به این ترتیب، میزان سوددهی سازمان افزایش می‌یابد.

4. مزایای این سیستم‌ها چیست؟

افزایش بهره‌وری:
در یک برنامه‌ی هوش تجاری شرکت‌ها با یک کلیک می‌توانند گزارش تهیه کنند و زمان و منابع زیادی را ذخیره می‌کند. هم‌چنین کارمندان نیز بهره‌وری بیشتری در انجام وظایف خود خواهند داشت.
افزایش توجه: این سیستم، کمک می‌کند تا کسب‌‌وکارها بتوانند حوزه‌هایی که به‌ آن‌ها کمتر توجه شده را کشف کنند.
ارائه‌ی دید کلی به کسب‌وکار:
سیستم هوش تجاری به ارگان‌ها کمک می‌کند تا با استفاده از داشبورد‌های مدیریتی و تابلوهای امتیازدهی متفاوت یک دید کلی و شفاف نسبت به کسب‌وکار خود پیدا کنند.
ساده‌سازی فرایندهای شرکت:
هوش تجاری همه‌ی پیجیدگی‌های عملیات‌های گوناگون شرکت را از میان بر می‌دارد.

5. معایب سیستم هوش تجاری چیست؟

هزینه:

 هوش تجاری می‌تواند برای شرکت‌های کوچک و متوسط هزینه‌ساز باشد. استفاده از این سیستم می‌تواند برای تراکنش‌های معمولی یک کسب‌وکار، گران‌قیمت به نظر برسد.

پیچیدگی:

دیگر  معایب این سیستم پیچیدگی در اعمال و پیاده‌سازی مخازن داده است. گاهی این پیچیدگی به حدی است که فرایندهای کسب‌وکار را پیچیده‌ و فاقد انعطاف پذیری لازم می‌کند.

محدودیت در استفاده:

مانند همه‌ی فناوری‌های نو ظهور این سیستم‌ها ابتدا توسط کارخانه‌های سرمایه‌دار خریداری و استفاده شد؛ بنابراین این فناوری هنوز در میان بسیاری از شرکت‌های کوچک و متوسط، مرسوم و مقرون به صرفه نیست.

مقایسه گزارش‌های سنتی با داشبورد مدیریتی

مقایسه گزارش‌های سنتی با داشبورد مدیریتی

منظور از داشبورد مدیریتی، ارائه گرافیکی مهم ترین اطلاعات مورد نیاز برای رسیدن به یک یا چند هدف مشخص است؛ که در یک صفحه با دقت و نظم مشخصی چیده شده اند، تا مدیران بتوانند با یک نگاه وضعیت موجود را بررسی کنند.
داشبوردهای مدیریتی تا حدودی شبیه داشبورد اتومبیل هستند که میزان کیلومتر طی شده، دمای آب رادیاتور، میزان بنزین باقی مانده، سرعت، وضعیت ایمنی و… را در یک پنل کوچک، جلوی چشم راننده ارائه می دهد، همچنین مدیران می توانند، میزان فروش در لحظه، میزان کار پرسنل، سود واقعی و هزینه های جاری و هر اطلاعات دیگری که در مورد شرکت خود نیاز دارند را در یک صفحه در قالب تصویر و نمودارهای مختلف مشاهده کنند.
داشبوردها معمولا از مجموعه ای از عناصر گرافیکی تشکیل شده است که قادر به پیوستن به منابع متنوع داشته، یعنی اطلاعات را از بانک های اطلاعاتی موجود در سازمان استخراج کرده و به صورت یکپارچه در یک صفحه، نمایش می دهد.
داشبورد‌ها می توانند برای تمامی بخش‌های سازمان نظیر:
منابع انسانی، استخدام، فروش، عملیات، امنیت، فناوری اطلاعات، مدیریت پروژه، مدیریت ارتباط با مشتری و غیره در نظر گرفته شوند.
چیزی که در بین داشبورد مدیریتی و داشبورد خودرو مشترک است این است که در هر دو شاخص‌های کلیدی عملکرد که برای کاربر حیاتی است را نمایش می دهند. سازماندهی و ارائه اطلاعات را به عهده دارند و باعث می شوند اطلاعات آسان خوانده و مشاهده شوند.
در تعریف کلی، داشبورد یک صفحه نمایش اطلاعات است که در یک دسترسی سریع به شما در مورد آنچه در سازمان اتفاق می افتد، آگاهی کامل می دهد.
داشبورد‌ها هنگامی که درست طراحی شده باشند، می توانند ابزاری قدرتمند و منحصر به فرد برای نظارت بر عملکرد سازمان در یک نگاه باشد. اطلاعات مربوط به زمان گذشته و حال را گردآوری می کند، امکان پیش بینی آینده را فراهم می سازد و اطلاعات مورد نیاز مدیران را در اختیار آنها قرار می دهد، دسترسی به اطلاعات کسب و کار را آسان می کند و اغلب بهترین راه برای به دست آوردن بینش به عملیات و عملکرد سازمان است.
با استفاده از داشبورد، تصمیم‌گیرندگان و مدیران ارشد سازمان ها می توانند به سادگی در یک محیط پویا و ساده، بر شاخص های عملکردی سازمان، بخش یا واحد خود نظارت کامل و به روز داشته باشند.

آیا داشبورد همان نرم‌افزار گزارش‌ساز است؟

اغلب برداشتی که از داشبورد می شود این است که همان نرم افزار گزارش ساز است، در صورتی که این دو ماهیت متفاوتی داشته و اصلاً قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. زیرا هر کدام کاربردهای مختلفی دارند، داشبورد روشی است برای ارائه تصویری از اطلاعات که یک دید کلی به مخاطب داده و می توان بر مبنای آن تصمیم گیری کرد، اما گزارش سازها نرم افزارهایی هستند برای تهیه و طراحی گزارش در سطوح مختلف.
گزارش ساز یک نرم افزار و یک ابزار است ولی داشبورد یک روش ارائه اطلاعات است، پس این دو قابل مقایسه با هم نمی باشند. تفاوت داشبورد با گزارش های سنتی: جهت بررسی تفاوت های داشبورد با گزارش های سنتی که غالباً با ابزارهایی مثل گزارش ساز تهیه می شوند ویژگی های هر یک از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم و به مقایسه آنها می پردازیم.
داشبورد و گزارش های سنتی برای تعامل داده ها و اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرند. اما تفاوت های زیادی بین آنها وجود دارد.
داشبورد مدیریتی ارائه تصویری از اطلاعات مهم مورد نیاز است برای رسیدن به یک یا چند هدف که بر روی صفحه نمایش کامپیوتر نشان داده می شود و در یک نگاه بر تمامی امور نظارت کرد. گزارش های سنتی که غالباً با ابزارهایی مثل گزارش ساز ساخته می شوند
ویژگی های اصلی داشبورد مدیریتی:
• دسترسی به اطلاعات حیاتی کسب و کار
• ساده بودن و درک سریع بصری
• برجسته سازی (highlight) نقاط کلیدی مانند ماکزیمم، مینیمم، خارج از رنج و بحرانی
• حذف جزئیات تا حد امکان
• گزارش های سنتی در مقایسه با داشبورد مدیریتی
• ویژگی های اصلی گزارش های سنتی
• نمایش جزئیات بیشتر در مورد موضوع مورد نظر
• مستند سازی و بایگانی نمودن اطلاعات
با داشبورد مدیریتی سریع و ساده به اطلاعات مورد نیازمان دسترسی پیدا کرده و با یک نگاه کلی می توانیم آنها را درک کنیم. هدف ما از استفاده داشبورد، دیدن تصویری از اطلاعات جهت تصمیم گیری برای رسیدن به اهداف در کمترین زمان است، اما برای دیدن جزئیات بیشتر در مورد یک موضوع مورد نظر، باید به گزارش های سنتی رجوع کرد، گزارش های سنتی عمق اطلاعات را نشان داده و نیاز به توجه و دقت عمیق تری دارند و عموماً ترکیبی از اعداد و جداول هستند اما، وجود نمودار در این گزارش ها موضوع بعیدی نیست.

مقایسه گزارش‌های سنتی با داشبورد مدیریتی

گزارش های سنتی یکی از مهم ترین خصوصیات داشبورد مصور سازی اطلاعات است و یکی از مهم ترین خصوصیات گزارش های سنتی بررسی جزئیات بیشتر اطلاعات در سطوح مختلف سازمان است. جمع بندی داشبورد ها در تجزیه و تحلیل کردن داده ها و ارائه اطلاعات جهت رسیدن به اهداف کسب و کار، بسیار کارآمد هستند.

 با داشبورد مدیریتی، اتفاق‌های افتاده در سازمان را در کمترین زمان می توان نظارت کرد و بر اساس آن تصمیمات موثری اتخاذ کرد. اما بررسی کردن گزارش‌های سنتی به زمان بیشتری نیاز دارد. در نتیجه گزارش های سنتی برای نظارت سریع و تصمیم گیری مورد استفاده قرار نمی گیرید، بلکه برای دیدن جزئیات بیشتر کارها و بررسی های جزئی تر قابل استفاده می باشند.

معرفی انواع داشبوردهای مدیریتی و ویژگی‌های آن

معرفی انواع داشبوردهای مدیریتی و ویژگی‌های آن

داشبوردها به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:
• داشبورد‌های استراتژیک (Strategic Dashboard):
داشبوردهای مدیریتی استراتژیک، غالباً به منظور مقایسه وضعیت سازمان با اهداف استراتژیک مورد استفاده قرار می گیرند. این داشبوردها، امکان بازبینی کلی و سریع از وضعیت کنونی سازمان را فراهم کرده و به مدیران برای تصمیم گیری های اجرایی، مانند تنظیم اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کمک شایانی می کنند. این داشبوردها با استفاده از اطلاعات دوره ای تهیه می شوند.
• داشبورد‌های تحلیلی (Analytic Dashboard):
داشبوردهای تحلیلی، همانطور که از نامشان مشخص است، با آنالیز اطلاعات مدیر را در اتخاذ تصمیم یاری می نمایند. این داشبوردها، شامل بازبینی و مقایسه اطلاعات سنواتی و ارزیابی عملکرد سازمان می باشند. با در اختیار داشتن یک داشبورد تحلیلی، مدیر به آسانی، درکی صحیح از وضع موجود و دلایل آن را در اختیار خواهد داشت. به عنوان مثال، با استفاده از یک داشبورد تحلیلی می توان مشخص کرد که چرا اهداف واحد فروش محقق نگردیده، چه مسائلی دستیابی به این هدف را ناممکن نموده است و … .
• داشبوردهای عملیاتی (Operational Dashboard):
داشبوردهای عملیاتی، به پایش کارکردهای حیاتی سازمان، پرداخته و این امکان را برای مدیران فراهم می کنند تا از وضعیت چنین کارکردهایی در هر لحظه مطلع باشند. این داشبوردها از اطلاعات آماری استفاده نمی کنند و تحلیل و آنالیزی را بر عهده ندارند. یک داشبورد عملیاتی خوب، در لحظه، سریع و قابل اجرا است. چنین داشبوردهایی بیشتر توسط مدیران بخش های مختلف سازمان استفاده می شوند تا در سطوح اجرایی.

ویژگی‌های کلی داشبورد‌های مدیریتی:

  1. مبتنی بر فضای ابری باشد.
    می‌توان این داشبوردهای مدیریتی را روی یک فضای ابری در محیط اینترنت بارگذاری کرد، به همین علت نصب و نگهداری از آن بسیار ساده خواهد بود. درحقیقت شما قادر خواهید بود تا در هر زمان و مکانی به داشبورد دسترسی پیدا کنید.
    با چنین قابلیتی، زمانی که مشغول تجزیه‌وتحلیل وبسایت و بازاریابی اینترنتی هستید، بسیاری از اطلاعات به‌صورت خودکار در فضای ابری ذخیره خواهند شد. البته لازم است که شما از قبل میزان فضای ابری داشبورد را بدانید. برخی از این سرویس‌ها دارای محدودیت ذخیره‌سازیِ حجمیِ داده‌ها هستند.
    ۲. پشتیبانی از سیستم عامل‌های مختلف
    اگر قصد استفاده از داشبورد‌های مدیریتی مبتنی بر وب را ندارید، باید مطمئن شوید که داشبورد شما قابلیت اجرا شدن روی سیستم عامل‌های مختلفی مانند ویندوز، یونیکس و مک را داشته باشد.
    ۳. سازگاری با تلفن‌های همراه
    بسیاری از نرم‌افزارهای داشبورد مدیریتی دارای نسخه‌ی تلفن همراه نیز هستند که به شما اجازه می‌دهند تا اطلاعات مختلف سازمان خود را از طریق تلفن همراه یا تبلت مشاهده کنید. اگر این قابلیت برای شما مهم است، باید حتما مطمئن شوید که داده‌های مورداستفاده‌ی شما دارای نسخه‌ی مخصوص تلفن‌های همراه باشند.

شاخص‌های مورد نیاز در پردازش اطلاعات:

1. ترکیب داده‌ها
داشبورد‌های مدیریتی قادر هستند تا با استفاده از این قابلیت، اطلاعات را از منابع مختلفِ داده‌ها استخراج کند و تنها اطلاعات مفید را نمایش دهد. ترکیب داده‌ها همچنین برای پیدا کردن و ایجاد همبستگی بین مجموعه‌ای از داده‌های مختلف، مفید است.
۲. مختصر کردن اطلاعات داشبوردها
مجموعه‌ای از اطلاعات مختلف را در زمان فعلی به‌صورت تصویری نشان می‌دهند. شما با کلیک کردن بر هر یک از قسمت‌های داشبورد، قادر خواهید بود تا تمامی اطلاعات آن را مشاهده کنید.
داشبورد مدیریتی با داشتن قابلیت مختصر کردن اطلاعات (Data Drill Down)، قادر خواهد بود تا خلاصه‌ای از اطلاعات را به‌صورت دقیق برای شما به نمایش بگذارد. برخی از نرم‌افزارهای داشبورد مدیریتی، میزان اطلاعات مختصرشده‌ی قابل نمایش را محدود می‌کنند.
۳. قابلیت دسترسی به پایگاه‌های داده
از جمله پایگاه اکسل (Excel) اگر شما از یک پایگاه اختصاصی داده (مانند اس کیو ال SQLیا اوراکل Oracle) برای ذخیره‌سازی اطلاعات شرکت خود استفاده کنید، داشبورد شما باید قادر باشد تا به پایگاه اطلاعاتی شما وصل شود و از آن استفاده کند.
با توجه به این نکته، شما باید بدانید که مجموعه‌ی اطلاعات سازمان‌تان روی کدام‌یک از پایگاه‌های داده قرار گرفته‌اند، و این پایگاه‌های داده، حتما باید قادر به اتصال به داشبورد شما باشند. عموما کسب‌وکارها و سازمان‌های کوچک یا متوسط، داده‌ها و اطلاعات خود را در نرم‌افزار مایکروسافت اکسل (Microsoft Excel) نگهداری می‌کنند. به همین علت بسیار مهم است که داشبورد قادر باشد تا علاوه‌بر اینکه اطلاعات را از پایگاه داده‌ی اکسل می‌گیرد، داده‌های خود را نیز به فرمت‌های نرم‌افزار اکسل و یا فرمت‌هایی مانند پی‌دی‌اف PDF تبدیل کند.
۴. قابلیت دسترسی به منابع اطلاعاتی مختلف به‌طور هم‌زمان اطلاعات شرکت و سازمان شما از مکان‌های مختلفی به دست می‌آیند. درصورتی که مایل باشید تا داشبوردتان اطلاعات را از منابعی مانند تجزیه‌وتحلیل گوگل (Google Analytics)، توئیتر و شبکه‌های اجتماعی مختلف دیگری دریافت و تجمیع کند، حتما باید از وجود این قابلیت در داشبورد خود اطمینان حاصل کنید.

کوک لوک چیست؟ چه کاربردی دارد؟

کوک لوک چیست؟ چه کاربردی دارد؟

برای آشنایی بهتر با هوش تجاری کوک لوک کمب به عقب برگردیم. با ما همراه باشید.

در دنیای تجارت امروز، راز موفقیت کسب و کارها در استفاده از داده های انبوه و رفتار متناسب با تحلیل داده هاست . در واقع بر اساس شرایط حاکم در فضای تجارت امروز، بقای یک کسب و کار منوط به بهره گیری آن از علم ودانش روز می‌باشد
یکی از ابزارهای مهم و اساسی که بوسیله فناوری در اختیار سازمان‌ها و کسب و کارها قرار گرفته است هوش تجاری می‌باشد. هوش تجاری برای پردازش داده‌های انبوه و پاسخ متناسب با تحلیل داده ها بوجود آمد تا بتواند به مدیران و صاحبان مشاغل در تصمیم گیری های درست مدیریتی کمک کند.
از مزایای بالقوه ابزارهای هوش تجاری، می‌توان به
شتاب‌دهی و بهبود تصمیم‌گیری
بهینه‌سازی فرایندهای داخلی کسب‌و‌کار
راه‌اندازی شیوه‌های درآمدزایی جدیدکسب مزایای رقابتی جدید در مقایسه با رقبای تجاری اشاره کرد.
داده‌های مورد استفاده در این حوزه، شامل اطلاعات تاریخی ذخیره شده در یک انبار داده
(Data Warehouse) و داده‌های جدید گردآوری شده از سیستم‌های منبع – ضمن تولید آن‌ها – هستند. این داده‌ها، ابزارهای هوش تجاری را قادر به پشتیبانی از فرآیندهای تصمیم‌سازی استراتژیک و تاکتیکی می‌سازند.

هوش تجاری چیست؟

هوش تجاری “مجموعه ای از فرایندها و فناوری هایی است که داده های خام را به اطلاعات معنی دار و مفیدی تبدیل می کند، تا بینش‌ها و تصمیم گیری‌های استراتژیک و عملیاتی کارآمدی را اعمال کنند. بر اساس این تعریف، هوش تجاری مدیریت اطلاعات را دربر می گیرد (ادغام داده ها ، کیفیت داده ها ، انبار کردن داده ها ، مدیریت داده ها و…. )
ابزارهای هوش تجاری اولیه، در ابتدا توسط تحلیل‌گران داده و دیگر کارشناسان فناوری اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این افراد با انجام تحلیل‌ها، گزارش‌هایی را در نتیجه کوئری‌های انجام شده روی اطلاعات کاربران کسب و کار فراهم می‌کنند. با افزایش استفاده از هوش تجاری، مدیران اجرایی و کارکنان سازمان‌ها، خود با پلتفرم‌های هوش تجاری کار می‌کنند. این امر، به لطف توسعه هوش تجاری و ابزارها و داشبوردهای کاوش داده، محقق شده است.
فناوری‌های هوش تجاری شامل نرم‌افزارهایی برای طراحی نمودار و دیگر انواع اینفوگرافیک‌ها و همچنین، ابزارهایی برای ساخت داشبوردهای هوش تجاری و (Performance Scorecards) می‌شوند؛ که داده‌ها را روی سنجه‌های کسب و کار و دیگر شاخص‌های کلیدی کارایی به شیوه‌ای آسان برای درک، بصری‌سازی می‌کند. ابزارهای بصری‌سازی داده‌ها در سال‌های اخیر به استانداردی برای هوش تجاری مدرن مبدل شده‌اند.
از اولین بار که ایده هوش تجاری در سال 1865 بوجود آمد و تا به امروز توسعه و تکامل بهره گیری از هوش تجاری همواره روندی رو به رشد داشته و امروزه صاحبان کسب و کار بر این موضوع آگاه هستند که بقای کسب و کارشان ریشه در نحوه مواجهه و بهره گیری از اطلاعات دارد.
شرکت مشاوران برگزیده نرم افزار(مبنا) در راستای اهداف سازمانی خود، برای اثر بخشی هر چه بهتر در صنایع و مدیریت کسب و کار‌ها، با تکیه بر دانش ایجاد شده در بیش از دو دهه فعالیت حرفه‌ای خود، اقدام به تولید محصول نرم افزاری هوش تجاری با نام کوک لوک نموده است؛ که برپایه جمع آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات آن کار می‌کند و داشبورد مدیریتی با شاخص های کلیدی عملکردی را در اختیار مدیران قرار می‌دهد.
اما پردازش اطلاعات در صنعت پخش، بدلیل حجم گسترده داده هایی که در طول روز نیز بر میزان آن افزوده می‌شود، کاری نیست که بتوان آن را توسط کاربر انسانی تعریف کرد. برای پیش بینی رویکرد آتی صنعت، باید از انبوه داده های موجود برای ارزیابی روند صنعت بهره برد، که خوشبختانه تکنولوژی با ابزار های هوش تجاری (BI) به کمک کسب و کار ها آمده است. کافی است شاخص های کلیدی عملکرد(KPI) را در صنعت موجود شناسایی و جایگاه شرکت را نسبت به اهداف متناظربا شاخص ها ارزیابی کرد.

هوش تجاری کوک لوک چیست؟ چه کاربردی دارد؟

شرکت (مبنا) بر اساس نیاز مشتریان، بررسی و تحلیل دقیق بازار، بهره گیری از مشاوران زبده و همچنین استفاده از اطلاعات ارزشمند مشتریان خوشنام و قدیمی خود، توانسته با شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد(KPI) و اتکا بر نتایج داده های ایجاد شده در فعالیت بیش از دو دهه ای خود، اقدام به تولید داشبورد های مدیریتی با شاخص های کلیدی عملکردی(KPI) این صنعت نموده است و امیدوار است که این ابزار در تسهیل کار مشتریان و سرعت رشد آنها در صنعت، اثری چشم گیر داشته باشد.

داشبورد های طراحی شده در کوک لوک به فعالان صنعت پخش در مدیریت فروش ، کالا ها ، ویزیتور ها، کانال‌ها،مشتریان،انبار‌ها، مراکز و شعب ، کالاهای تاریخ مصرف دار، روند وصولی شرکت و مدیریت بدهکاری و بستانکاری، مدیریت تأمین کنندگان و مدیریت تولید کنندگان  کمک کرده و مدیران می‌توانند با تحلیل وضعیت موجود، تصمیم گیری و سیاست گذاری های رفتاری شرکت را تدوین کنند.

این محصول به پایگاه داده نرم افزار های دیگر این شرکت ( برنا، مبنا و مبناERP ) متصل است و نیازی به انتقال اطلاعات از پایگاه داده نمی باشد لذا مشتریان محترم این نرم افزار ها می‌توانند در هر لحظه  و هرکجا که باشند از وضعیت کسب و کار خود در یک نگاه مطلع گردند.

از دیگر امکانات هوش تجاری کوک لوک:

  • با عطف به اینکه، این محصول نتیجه سال‌ها پژوهش و فعالیت در صنعت پخش است و همچنین به سبب شناسایی صحیح شاخص‌های کلیدی عملکرد(KPI) صنعت پخش امکان ارائه این محصول به دیگر شرکت های فعال در حوزه صنعت پخش غیر طرف قراردادبا مبنا نیز می‌باشد.
  • کوک لوک همانند کلیه نرم افزار های تحت وب موجود محدودیت زمانی و مکانی نداشته و قابل استفاده در هر زمان و هر مکان می باشد.
  • قابل اجرا بودن این نرم افزار بر روی موبایل و ویندوز
  • از دیگرمزیت های کوک لوک می‌توان به خوانش اطلاعات از انبار دیتا اشاره کرد. این داده ها برای بهتر شدن سرعت روند گزارش گیری ساده سازی (normalize data) شده که خود، از بروز اختلال در روند گزارش گیری  جلوگیری می‌کند.
  • قابلیت خوانش و یکپارچه کردن اطلاعات از چند منبع اطلاعاتی
  • در صورت دستیابی به شاخص‌های کلیدی عملکرد صنایع، استفاده از کوک لوک در دیگر صنایع نیز امکان پذیر می‌باشد.

چرا شرکت‌ها به هوش تجاری نیاز دارند؟

چرا شرکت‌ها به هوش تجاری نیاز دارند؟

در دهه‌های گذشته، شرکت‌ها هزینه‌های بسیاری برای پیاده سازی سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)، سامانه‌های ارتباط با مشتری (CRM) و ابزارهای تجمیع داده‌ها (Data Warehousing) متحمل شده‌اند.
این کار، حجم عظیمی از داده‌ها را در پایگاه‌های داده آن‌ها محصور کرده است. اکنون صاحبان کسب و کار با اعمال فشار به واحد فناوری اطلاعات (IT) از آن‌ها می‌خواهند که این اطلاعات را از بند آن سیستم‌ها رها سازند تا برای مدیران قابل استفاده باشد.
هوش تجاری به مجموعه نرم‌افزارها و فناوری‌هایی اطلاق می‌شود که برای جمع آوری، دسترسی و تحلیل داده‌ها و اطلاعات عملیاتی سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرند.
هدف ابزارهای هوش تجاری این است که، هر کسی در حوزه اطلاعات خود بتواند تصمیمات بهتری اتخاذ کند. ولی متاسفانه مشکلاتی در مورد ابزارهای هوش تجاری سنتی وجود دارد.
هوش تجاری در ارتباط تنگاتنگ با گزارش گیری است؛ و معمولا افراد معدودی در سازمان هستند که توانایی و دسترسی ساخت گزارش‌ها را دارند. این افراد بعضا از این “قدرت کنترل” برای تثبیت جایگاه خود و یا سوء استفاده از دیگران استفاده می‌کنند. از آن مهم‌تر، تخصص‌های این چنینی اگرچه تضمین و امنیت شغلی برای آن افراد ایجاد می‌کند؛ ولی کل سازمان را دچار نارضایتی از ابزارهای خریداری شده می‌کند و این باعث می‌شود که از آن فاصله بگیرند و دیگر روی آن سرمایه گذاری نکنند.
شکست ابزارهای هوش تجاری بیش‌تر در بخش‌های مختلف کسب و کار بین نیازهای خود و ابزارها، رابطه درستی برقرار نکنند. داشتن یک نسخه واحد از واقعیت نیز به همان اندازه مهم است. در نهایت همه سازمان‌ها می‌خواهند تصویر واضحی از عملکرد خود داشته باشند. این تصویر شامل پیش بینی دقیق تقاضا، درآمد و هزینه‌ها جهت استقرار بهینه منابع و سرمایه گذاری روی فرصت‌ها خواهد بود.
ظهور هوش تجاری به عنوان یک ابتکار استراتژیک در لیست اولویت‌های سرمایه گذاری شرکت‌ها قرار گرفته است، اما به دلیل تنوع و بعضا اختلاف در اهداف میانی سازمان (اهداف دپارتمان‌های مختلف)، ممکن است به سادگی اهداف کلان سازمان از دید خارج شده و به سمت اجرای ابزارهای هوش تجاری (معمولا با خریداری ابزارهای آماده از شرکت‌ها) برای رفع آن نیازهای میانی حرکت کنیم. نتیجه خالص این استراتژی، گسترش سیستم‌های نابرابر و ناهمخوان است که نه تنها با یکدیگر خوب ارتباط برقرار نمی‌کنند، بلکه مسائل را پیچیده تر نیز می‌کنند.
با وجود ابزارهای هوش تجاری نه چندان کارآمد گذشته، مدیران و صاحبان کسب و کار هنوز معتقدند هوش تجاری نقش بسیار مهمی در بازار رقابتی امروز ایفا می‌کند. فشار رقابتی بازار جهانی، ادغام کننده‌ها و شرکت‌هایی که شرکت‌های کوچک‌تر را جذب می‌کنند، باعث می‌شوند تا شرکت‌ها دائما در حال تغییر ساختار و پیدا کردن روش‌های جدید سودآوری باشند. صاحبان کسب و کار نیاز به دیدگاهی عمیق دارند تا به آن‌ها برای هدایت کسب و کار در این فضای آشفته کمک کند. اکنون صاحبان کسب و کار با اعمال فشار به واحد فناوری اطلاعات (IT) از آن‌ها می‌خواهند که این اطلاعات را از بند آن سیستم‌ها رها سازند تا برای مدیران قابل استفاده باشد.
امروزه دیگر ساخت گزارش در زمان تعیین شده به تنهایی کافی نیست. بلکه دقت و یکپارچگی گزارش‌ها از اهمیت فوق العاده‌ای نسبت به گذشته برخوردار شده است.

چرا شرکت‌ها به هوش تجاری نیاز دارند؟

قبلا گفته شد که هوش تجاری به عنوان یک ابتکار استراتژیک ظهور کرده و اولیت سرمایه گذاری صاحبان کسب و کار است، اما به دلیل تنوع اهداف میانی سازمان با چالش‌هایی مواجه هستند. تجربه گذشته نشان می‌دهد که فناوری اطلاعات تلاش می‌کند تا ابزارها و سیستم‌ها را برای کل سازمان استاندارد و یکپارچه نماید.
امروزه همه کاربران کسب و کار، نه فقط مدیران، اطلاعات مورد نیازشان را در لحظه می‌خواهند و دیگر منتظر واحد فناوری اطلاعات نمی‌مانند تا اطلاعات را به آن‌ها ارائه کند. همچنین نیاز به ابزارهای انعطاف پذیر و ساده دارند که به نرم افزارهای روزمره آن‌ها (مانند Microsoft Office) شبیه باشد.
به علاوه می‌خواهند که یکپارچگی اطلاعات حفظ شود. کاربران کسب و کار به راه‌کارها و ابزارهایی نیاز دارند که نه تنها ارائه اطلاعات می‌کنند، بلکه مدیریت و تولید برخی اطلاعات را نیز انجام می‌دهند و این کار را با تجمیع و مرتبط نمودن اطلاعات سیستم‌های مختلف موجود انجام می‌دهند. یعنی می‌خواهند اطلاعات عملیاتی کسب و کار را به اطلاعات مالی آن وصل نموده و چشم انداز جدیدی نسبت به کسب و کار ایجاد کنند.

با BI ریسک شکست در کسب و‌کار را به حداقل برسانید

چرا باید BI شکست بخورد؟ چرا طراحی و پیاده سازی BI بر اساس نیاز پرسنل دپارتمان‌های مختلف اشتباه است، چرا باید BI بر اساس نیاز و اهداف کلان سازمان طراحی و پیاده شود؟
چون معمولا پرسنل برنامه ریزی‌های شرکت را نمی‌فهمند یا از عمکرد آن دید واضحی ندارند. به این دلیل که نمی‌شود روی پرسنل برای آن بخش از استراتژی که مربوط به آن‌ها است حساب کرد، یا به اطلاعاتی که ارائه می‌دهند استناد نمود و تصمیمات مفید اتخاذ کرد.
یکی از بزرگ‌ترین راه‌های شکست هوش تجاری، نحوه پیاده سازی آن در سازمان است. شروع پیاده سازی BI در یک دپارتمان خاص از سازمان باعث می‌شود سطح هوش تجاری در سطح آن دپارتمان تعریف شود. نتیجه پیاده سازی ابزارهایی است که فقط نیازهای آن بخش از سازمان را مرتفع می‌کند. متاسفانه عدم یکپارچگی این ابزارها در کل سازمان موجب می‌شود که تاثیرگذاری آن محدود و بعضا در جهتی غیر از اهداف کلان سازمان باشد.
آیا اخیرا راهنمای یک ابزار هوش تجاری را مطالعه نموده‌اید، آن‌ها اکثرا برای کاربر ساده ساخته نشده‌اند، آن‌ها برای کاربران حرفه‌ای ساخته شده‌اند که در نقش نگهبان و دروازه اطلاعات حضور خواهند داشت. نتیجه داشتن ابزاری است که وسعت کاربران بسیار کمی دارد و این یعنی شکست.
ابزارهای هوش تجاری نباید محدود به کسانی باشد که از مهارت‌های فنی خاصی برخوردار هستند، برای بهینه کردن بازدهی هوش تجاری، همه پرسنل سازمان باید بتوانند به اطلاعات مربوط به خود به سادگی و به سرعت دسترسی پیدا کنند و بر اساس آن در حوزه عملکرد خود تصمیم گیری نمایند.
هوش تجاری دیگر فقط گزارش گیری نیست، بلکه محتوای درون گزارش است. همانطور که عملکرد کسب و کارها دائما در حال تغییر است، ابزارهای هوش تجاری نیز باید از “گزارش محور” به “اطلاعات محور” تکامل پیدا کنند تا بتوانند چیزی ارائه کنند که با ایجاد دید عمیق در مدیران نسبت به کسب و کار خود، عملکرد بهتری داشته باشند.
بنابراین همه سازمان باید احساس کنند که هوش تجاری بازدهی را بهینه می‌کند. به وسیله هوش تجاری شما با گذشته، حال و آینده ارتباط برقرار می‌کنید و به شما نگرش عمیقی از کسب و کارتان می‌دهد که منجر به ایجاد مزیت‌های رقابتی واقعی در کسب و کار شما می‌شود.
تنها راه موفقیت هوش تجاری تمرکز روی تصویر کلی سازمان است. مدیریت، تولید و ارائه یکپارچه اطلاعات و امکان آنالیز و هدف گذاری مجدد برای کاربران. فقط در این حالت می‌توان برای کل سازمان یک استاندارد تعریف و استفاده نمود.

قابلیت‌های داشبورد مدیریتی چیست؟

قابلیت‌های داشبورد مدیریتی چیست؟

سازمان ها در جستجوی روش هایی ساده، برای دستیابی به اطلاعات کلیدی از میان حجم انبوهی از اطلاعات بوده تا با تحلیل آنها، عملکرد سازمان را اندازه گیری نمایند، تصمیمات مناسب و به موقع را اتخاذ و در نهایت هزینه ها را کاهش دهند.
این سازمان ها از جمله استفاده کنندگان داشبوردهای مدیریتی هستند. داشبورد مدیریتی ، ابزاری است غنی از شاخص ها، گزارشات و نمودارها که به صورت پویا عمل کرده تا مدیران با استناد به آن بتوانند در هر لحظه عملکرد سازمان را مشاهده و وضعیت آن را نسبت به چشم اندازهای کوتاه و بلند مدت مقایسه و بررسی نمایند.

داشبوردها شامل مجموعه ای از :

شاخص‌های عملکردی (PI)
شاخص‌های کلیدی عملکردی (KPI)
و سایر اطلاعات مرتبط با کسب و کار هستند

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)

شاخص‌ های کلیدی عملکرد، اساساً نشان دهنده میزان موفقیت کسب و کار در دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان هستند و از این جهت در معرض توجه و بررسی قرار دارند. باید این نکته را در نظر داشت، که هدف یک داشبورد، بررسی و استفاده از کلیه اطلاعات موجود نیست. بلکه حصول بینشی جامع از کسب و کار و اتفاقات درون آن می باشد، به نحوی که تصمیم گیری های بهینه مدیریتی و پیش بینی روال های آتی ممکن گردد.

داشبورد مدیریتی

داشبورد مدیریتی که با نام داشبورد استراتژیک هم شناخته می‌شود، اطلاعات مهم و ضروریِ کسب‌وکار را به‌صورت تصویری و گرافیکی، به مدیرانی که با محدودیت‌های زمانی مواجه هستند، ارائه می‌دهد. این موضوع بسیار مهم است که داشبورد خود را براساس یک شاخص کلیدی عملکرد (KPI) معنادار و هدف‌دار ایجاد کنید تا بتوانید از مزایای داشبورد مدیریتی که شامل
پاسخ به سؤالات مهم و حیاتی در زمینه‌ی تجارت و کسب‌و‌کار
هماهنگ کردن فعالیت‌های تجاری با استراتژی شرکت
افزایش بهره‌‌وری و سودآوری است، بهره‌مند شوید.
استفاده از داشبورد مدیریتی با ترکیبی از نرم‌افزارهای مبتنی بر وب و داده‌های واقعی، بسیار کاربردی‌ است.

داشبورد مدیریتی چیست؟

در دنیایی که در حجم عظیمی از اطلاعات در حال غرق شدن است، بسیار مهم است که بتوانید تنها اطلاعاتی را که برای شما و شرکت‌تان مهم و حیاتی هستند، به دست بیاورید تا بتوانید به‌سرعت و به‌راحتی، به تصمیماتی صحیح برای پیشرفت دست یابید.
شما از طریق یک داشبورد مدیریتی می‌توانید مقدار بسیار عظیمی از اطلاعات را مورد بررسی قرار دهید و تصمیماتی را مبتنی بر اطلاعات واقعی و در زمان صحیح اتخاذ کنید. با توجه به اینکه داشبورد مدیریتی قادر است تا از طریق یک رابط گرافیکی و تصویری داده‌ها را بررسی کند، مدیران سازمان‌ها می‌توانند از طریق این اطلاعات، نمایی کلی از سازمان یا شرکت خود به دست بیاورند و آن را درمقابل بحران‌های مختلفی ایمن کنند و از طرفی فرصت‌های مختلف را برای پیشرفت سازمان بررسی نمایند.
داشبورد مدیریتی می‌تواند
اعداد
شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)
و حتی در برخی موارد کارت‌های امتیازدهی عملکرد (Performance Scorecards) را در صفحه‌ای مجزا و با دسترسی‌های مختلف برای مدیران سطوح بالای سازمانی نمایش دهد.
یک رابط کاربری سفارشی‌سازی‌شده در داشبورد مدیریتی، باید قادر باشد تا اطلاعات گوناگونی همچون نرم‌افزار حسابداری
سامانه‌ی مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM)
ایمیل‌های شرکتی
و برنامه‌های تجزیه‌و‌تحلیل وبسایت را از منابع مختلف جمع‌آوری کند.
در داشبورد‌ها سه معیار برای ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد وجود دارد.
اول اینکه این شاخص‌ها باید به‌طور مستقیم با اهداف سازمان‌تان مرتبط باشند.
دوم، آنها باید به‌صورت کمی و کیفی قابل اندازه‌گیری باشند
سوم، مهم‌تر از همه اینکه شاخص‌های کلیدی عملکرد باید با شاخص اندازه‌گیری رشد و موفقیت سازمان شما ارتباطی مستقیم داشته باشند. استفاده از داشبوردهای مدیریتی به عنوان راهی برای تصمیم‌گیری‌های صحیح و استراتژیک دربرابر فشارهای رقابتی، به‌طور مداوم در تمامی کسب‌وکارها، در حال رشد است.
شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد، استفاده از داشبوردهای گرافیکی و تصویری تأثیرات مثبتی دارند.

قابلیت‌های مهم داشبورد مدیریتی چیست؟

مهم‌ترین اطلاعات در زمینه کسب‌وکار، که مدیران سازمان‌ها برای استفاده از داشبوردهای مدیریتی به آنها نیاز دارند، چه چیزهایی هستند؟
1. ویژگی‌های بصری
. قابلیت سفارشی‌سازی شما باید قادر باشید تا به اطلاعاتی که می‌خواهید دسترسی پیدا کنید و آنها را به شیوه‌ای که برای شما راحت‌تر و مناسب‌تر است مشاهده نمایید. کاربران داشبوردهای مدیریتی باید بتوانند تا هرآنچه را که در داشبورد مشاهده می‌کنند، سفارشی‌سازی کنند و تغییر دهند.
۲. قابلیت نمایش‌های گرافیکی مختلف به جز نمودار‌ها و چارت‌های گرافیکی، شیوه‌های مختلف دیگری نیز برای نشان‌ دادن اطلاعات مختلف وجود دارد. برخی از گزینه‌های نمایش گرافیکی اطلاعات عبارتند از:
• سرعت سنج (speedometers)
• نقطه‌گذاری (dot plots)
• محورها (pivots)
• نمودارهای تعاملی (interactive graphs).

هوش تجاری در عصر حاضر

هوش تجاری در عصر حاضر

در مقاله پیشین، از پیدایش هوشمندی کسب و‌کار سخن گفتیم و در مقاله پیش‌رو سعی می‌شود از فرجام هوش تجاری و ساختار امروزی آن گفتو‌گو کنیم. همراه‌ ما باشید.

آغاز قرن بیست و یکم نقطه تحول هوش تجاری بود، چرا که فناوری‌های پیشرفته بر مشکل پیچیدگی و سرعت چیره شدند. با ظهور برنامه های ابری محور، که دسترسی به پلتفرم های هوش تجاری را گسترش داده و ساده کردند، مشکلات نامبرده کاملا حل شدند.
هوش تجاری 2.0 شامل گروهی از فناوری های مختلف از جمله پردازش real time می‌شود، که اطلاعات وقایع را به هنگام رویداد وارد انبار داده می‌کند و به کمپانی ها اجازه می‌دهد تا براساس تازه‌ترین اطلاعات در دسترس، تصمیم‌گیری کنند.

دسترسی سلف سرویس برای کاربران غیر حرفه‌ای

با این فناوری، کارمندان می توانستند بدون مداخله ی بخش فناوری اطلاعات ،پروژه ها را تکمیل کنند. با افزایش رشد اینترنت و تا اندازه‌ای نیز از طریق پیدایش ابزارهای شبکه اجتماعی، این پیشرفت ها حمایت و تقویت شد. فیسبوک، توییتر و بلاگ ها، شیوه های بسیار سریع و ساده را در اختیار کاربران قرار دادند، تا نظرات و ایده های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.
همچنین کاربران توانستند متدها و نرم افزارها را مرور کرده و شناختی اساسی و گسترده تر، از کاربردهای مختلف هوش تجاری پیدا کنند. هرچه ارتباطات میان افراد بیشتر شود، شناخت آنها نیز بیشتر می‌شود. تا سال 2005 با افزایش ارتباطات در دنیای تجارت، نیاز کمپانی ها به اطلاعات real time بدلایل زیادی افزایش یافت.
دروهله ی اول آنها می‌بایست رقابتی برابر را پیش ببرند و نیازهای مشتریان خود را شناخته و انتظاراتی که مشتریان از کمپانی آنها دارند را برآورده کنند. هوشمندی کسب و‌کار دیگر یک مزیت یا کارایی اضافه محسوب نمی‌شد. بلکه برای مشاغلی که در محیطی کاملا جدید و داده محور، خواهان باقی ماندن در عرصه رقابت بودند، به نیازی اساسی مبدل شد. کنترل بیشتر کاربران نهایی در دوران مدرن سرعت و چابکی پلتفرم هوش تجاری در اواسط دهه 2000 یک فرآیند پالایش شدید را از سر گذرانده است.

هوش تجاری در عصر حاضر

ابزارهای تخصصی، توسعه آپشن های سلف سرویس و بهبود تجسم سازی، سه مورد از مهم‌ترین ویژگی های مرحله ی بعدی تکامل هوش تجای بودند. ابزارهای هوش تجاری در عصر کنونی اغلب برای یک صنعت تخصصی، مراقبت های بهداشتی، اجرای قانون یا حتی ورزش های حرفه ای طراحی میشوند. این رشد ابزارهای اختصاصی که باعنوان “عمود سازی نرم افزار” شناخته شده، به افزایش پذیرش هوش تجاری، منجر شده است.
ابزارهای سلف سرویس و ویژگی های بصری برای رشد، متکی به یکدیگر هستند. انقلاب داده های بزرگ و تحول اینترنت، سازمان ها را با داده های بیشتری نسبت به گذشته رها کرد. هرفرد بطور فزاینده ای مقدار زیادی اطلاعات تولید میکند.
به‌عنوان مثال در هر دقیقه بیش از 204 ایمیل فرستاده می‌شود. کمپانی‌ها برای درک بهتر هوشمندی کسب و‌کاردر عمل، به ابزارهای تجسمی بیشتری نیاز داشتند. سیر رشد و تکامل ابزارهای تجسمی کلید خورد، تا کاربران نهایی بیش از پیش به حساب آورده شوند. پلتفرم ها به کاربران قدرت بیشتری دادند تا دسترسی به سلف سرویس را تکمیل کنند ،به‌عبارت دیگر آنها توانستند خودشان داده های خودشان را بدون آموزش ،کاوش و استفاده کنند.

هوش تجاری ابری و هوش تجاری موبایل

با ورود کمپانی های بیشتر به این عرصه و ارائه قابلیت های نامبرده ،تنها راه ممکن برای ماندن در صدر رقابت، دست یابی به ویژگی های مدرن و بی‌نظیر بود. فروشندگان با ابزارهای ارزانتر و سریعتر، محک زده شدند. برای دست یابی به ویژگی های مدرن و بینظیر از طریق هوش تجاری، چندین راه وجود دارد.
یک راه از طریق هوش تجاری ابری بود که نرم افزار را در اینترنت میزبانی کرده، هزینه های ذخیره سازی را کاهش داده، دسترسی به داده های سازمانی را ممکن کرده و درک راحت تر و سریعتری به کاربر میداد. همگام با تکنولوژی ابری، گوشی های موبایل به پلتفرم ها قدرت بیشتری دادند ،به این ترتیب کاربران توانستند از طریق گوشی های هوشمند، تبلت ها و سایر ابزارها و درحین حرکت با هوشمندی کسب و‌کار کار کنند. علاوه بر رشد و تکامل، ابزارها ساده تر و راحت شدن کار با آنها ،سازگاری و انطباق وسیع تری را نیزموجب شدند.

تاریخچه هوش تجاری (الگوی‌ اولیه تا ساختار امروزی)

هوش تجاری در عصر حاضر

برای اولین بار استفاده از اصطلاح “هوش تجاری” درسال 1865 توسط دائرة المعارف ضرب المثل های تجارت و بازرگانی، استفاده شد. این اصطلاح برای توصیف شیوه ای، که یک بانکدار به اسم “سرهنری” به موفقیت رسیده بود، استفاده کرد. این بانکدار درک بالایی از مسائل سیاسی، بی ثباتی و بازار داشت و از رقبایش یک گام جلوتر بود.
ریچارد در توصیف سرهنری می نویسد:” وی در سرتاسر هلند، فلاندرز(ناحیه ای در نروژ)، فرانسه و آلمان، مجموعه ای از هوش تجاری کامل و بی نقص تهیه کرده بود.” سرهنری ازاین دانش پیشرفته، برای فریب دیگران استفاده کرد و بعنوان یک سرمایه دار فاسد، مشهور شد.
اما ایده ی جمع آوری اطلاعات تجاری ،همچون دانه ای مستعد رشد بود. خاستگاه و توسعه تا سال 1958 تا قرن بیستم فناوری به حدی که بتوان آنرا عامل هوش تجاری دانست، رشد نکرده بود. سال 1958 بود که پتانسیل هوش تجاری با نوشتن مقاله ای برجسته، توسط یک دانشمند کامپیوتر شناخته شد.

بدنبال اوج گرفتن جنگ جهانی دوم، چنین بخش‌هایی به شیوه ای نیاز پیدا کردند، تا انبوهی از داده های علمی و تکنولوژیکی را سازماندهی، مختصر و به سرعت رشد دهند.
این دانشمند همچنین به تعریف هوش در فرهنگ لغت وبستر نیز، اشاره کرده است: ” توانایی درک روابط میان حقایق موجود، به شیوه ای که کنش و عمل را بسوی هدف مطلوب سوق دهد.”
این تعریف کوتاه به ماهیت هوش تجاری نیز اشاره دارد: شیوه ای برای درک سریع و آسان حجم عظیمی از اطلاعات ،برای بهترین تصمیم گیری ممکن. درواقع Luhn از معرفی هوش تجاری فراتر رفته و قابلیت های این مفهوم را بسط داده است. تحقیق او متدهایی را پایه گذاری کرد، که برای خلق سیستم های تحلیلی ساخته شده بودند.
” پیشرفت ها و سیرتکامل تا اواخر دهه ی 1980 با ورود کامپیوتر به دنیای تجارت، سرانجام کمپانی ها به‌جای کاغذ جایگزینی برای ذخیره سازی اطلاعات یافتند. با اختراع هارد دیسک در سال 1956 ،در ذخیره سازی داده ها تغییراتی اساسی روی داد. اختراع دیسک های فلاپی، دیسک های لیزری و سایر فناوری های ذخیره سازی به این معنا بود که، هرچه داده های بیشتر و بیشتری تولید شود، فضای بیشتر و بیشتری برای ذخیره سازی آن وجود دارد.
به این ترتیب نخستین سیستم های مدیریت پایگاه داده ها، تولید شدند که درمجموع سیستم های حمایت تصمیم گیری((DSS خطاب میشوند. تا دهه 1970 تعداد معدودی از فروشندگان هوش تجاری، با ابزارهایی که دسترسی و سازماندهی داده ها را ممکن می ساخت، وارد عرصه شدند. اما ذخیره سازی داده ها، فناوری جدید و گنگی بود. از همه مهم تراین که، استفاده از آن آسان نبود. در سال 1988 کنفرانسی بین المللی، با هدف ساده و موثر کردن پروسه های دیتا برگزار شد.

مسیر تحول در هوشمندی کسب‌و‌کار

نقطه تحول در دهه های 1980 و 1990. فاز مدرن هوش تجاری بلافاصله بعد از کنفرانس 1988 آغاز شد. سال 1989، یک تحلیل گر بار دیگر اصطلاح “هوش مصنوعی” را در زبان بومی، رایج کرد. او این اصطلاح را به عنوان اصطلاحی کلی به‌کار برد، تا اسامی طاقت فرسا برای تحلیل و ذخیره سازی داده ها را پوشش دهد.
با افزایش تعداد فروشندگان و ایجاد رقابت، بین آنها پیشرفت های بیشتری از جمله انبار داده ها ،حاصل آمد. این ابزار جدید گردش داده ها در حین حرکت از سیستم های عامل به سمت پیشتیبانی ،تصمیم گیری را بهبود بخشید. انبار کردن داده زمان دست یابی به داده ها را تاحد زیادی کاهش داد.
داده هایی که در گذشته و به شیوه های سنتی در چندین جای مختلف ذخیره می‌شدند، اکنون تنها در یک مکان ذخیره میشدند. همراه با این پیشرفت، جنبه های تکمیلی انبار داده ها نیز با آن توام شد که امروزه ستون و جزاصلی هوش تجاری هستند، که ازجمله آنها میتوان به ابزارهای استخراج، انتقال و نرم افزار پردازش تحلیل آنلاین اشاره کرد.

هوش تجاری در قرن بیستم


آغاز قرن بیست و یکم نقطه تحول هوش تجاری بود، چرا که فناوری‌های پیشرفته بر مشکل پیچیدگی و سرعت فائق آمدند. با ظهور برنامه های ابری محور، که دسترسی به پلتفرم های هوش تجاری را بسط داده و ساده کردند، مشکلات نامبرده کاملا حل شدند.
هوش تجاری 2.0 شامل گروهی از فناوری های مختلف از جمله پردازش real time می‌شود، که اطلاعات وقایع را به هنگام رویداد وارد انبار داده می‌کند و به کمپانی ها اجازه می‌دهد تا براساس تازه‌ترین اطلاعات در دسترس، تصمیم‌گیری کنند.

شرکت (مبنا) بر اساس تجربیات خود و بهره گیری از مشاوران خبره، توانسته با شناسایی شاخص های کلیدی (KPI) و اتکا بر نتایج داده های ایجاد شده، اقدام به تولید داشبورد های مدیریتی این صنعت نموده و امیدوار است که این ابزار در تسهیل کار مشتریان و سرعت رشد آنها در صنعت، اثری چشم گیر داشته باشد.

در مقاله بعدی، روند پیشرفت هوش تجاری و جایگاه امروزی آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم. با ما همراه شوید.